حضور دکتر فرهاد مهندس پور در بابلسر(2)
... متن زیر انعکاس بخشی از نظرات فرهاد مهندس پور در مورد کار است:
این کارت خیلی خوب بود و من انتظار چنین کاری رو نداشتم...نمی شه گفت که این کار تئاتر بوده ؛ ما شاهد یک پرفورمنس بودیم...پرسیدم: تعریف شما از پرفورمنس چیه؟ گفت: بزار اول ببینیم تئاتر چیه؟ تئاتر بر دیالوگ، حرکت و داستان بنا شده...اما پرفورمنس داستان نداره و دیالوگ به حداقل می رسه و بیشتر بر تصویر و حرکت و بدن استوارِ....پرسیدم: آیا در کار من داستان وجود نداشت؟ گفت: چرا...اما چون دیالوگ رو به حداقل رسوندی و بیشتر بر حرکات بدن محوریت دادی می شه اونو در رسته پرفورمنس گذاشت...کارت جسورانه بود...اما در اجرا مشکلاتی داشت که می شد اونو بهتر کرد...ایده ی اجرایی بی نقص بود؛ اما در بخش اجرا گاه به شلختگی دچار می شد ... فواصلی در کار وجود داشت که می شد برداشته بشه و کار شسته رفته تر در بیاد...از او پرسیدم :کدام بخشها رابیشتر پسندیدید؟! و کدام بخشها ضعیف بودند؟....گفت : بزار از اول مرور کنیم...و ما پازل به پازل نمایش را تا آنجا که حضور ذهن داشتیم بررسی کردیم...کسی گفت صحنه عاقد اضافه نبود؟ یا صحنه رقص پارچه ها زیاد و تکراری نشده بود؟...پاسخ داد: نه...رقص پارچه ها از قضا خوب طراحی شده بود. زمانی که کارگردان با دقت و توجه به جزئیات؛ صحنه ایی را طراحی می کنه؛ این یعنی باید اون صحنه باشه ...مثل عطسه و سرفه کردن عاقد...اما خوب اگه کس دیگه ایی در مقام کارگردانی قرار بگیره می تونه به سلیقه شخصی چنین صحنه ایی رو حذف کنه... صحنه خفه کردن پیرزن از بدترین قسمت های کار بود که می شد با المان های بهتر و سریع تری این صحنه اجرا بشه.
سپس فرهاد مهندس پور راهکارهایی برای بهتر شدن این صحنه ارائه داد...در مورد صحنه ی گرفتن دستکش ها از صاحب ماسک ها در اپیزود « این یک فاصله نیست»؛ گفت که صحنه طولانی و کش دار شده و ما با استفاده از تاریکی و امکاناتی که نور ماوراء بنفش به ما می داد می توانستیم از تمهیدات بهتری استفاده کنیم...او همچنین از تصویر ناپدید شدن زن ومرد بعد از ؛ ازدست دادن ماسک و دستکش خود به عنوان بخش خوب کار یاد کرد...به نظر مهندس پور صحنه حضور خیاط زائد بود و پیشنهاد داد که محوریت داستان را بر یک قیچی دیوانه قرار دهیم که بعد از شنیدن صحبت های من در مورد حرفی که در نمایش می خواستم بزنم و ضرورت حضور خیاط ، گفت: این صحنه با توجه به اونچه می خواستی بگی؛ در نیومده...اگه می خوای خیاطی رو نشون بدی که با ندونم کاری یا دیوونگی چه تاثیری در دنیای قیچی و پارچه ها می زاره؛ باید صحنه اول رو تقطیع می کردی و ما قیچی رو در این صحنه ها پررنگتر می دیدیم...مثلاً پرتاب قیچی از جانب خیاط ویا...
یکی از پیشنهادات او این بود که می توانستیم در هر صحنه بزرگتر شدن قیچی را ( به دلیل خوردن پارچه) ببینیم...یک از بهترین لحظات از دیدگاه مهندس پور؛ صحنه حرکت دست و کفش پیرزن است که موسیقی کاملاً درستی برایش انتخاب شده و با این که طولانی است اما درست اتفاق می افتد و بسیار خوب است. به خصوص ابتدای صحنه که دست و کفش شروع به حرکت می کنند و بعد غیر منتظره از هم جدا می شوند...صحنه تاریکی و گریه بچه را زائد می دانست و بر این عقیده بود که میکس خوبی برای ادغام گریه ها اتفاق نیافتاده...صحنه دست ها و کفن پوش و سایه بسیار خوب بوده اما تعداد سایه ها زیاد است..
او هم چنین گفت: وقتی تو می تونی به این خوبی در یک حرکت که کفش ها ازهم در آسمان سبقت می گیرن و با این تصویر کوتاه، برتری طلبی رو نشون بدی... چرا در بعضی از قسمت ها مثل رد و بدل کردن دستکش و ماسک ؛ تمام روند انتقال رو نشون می دی؟! این درست نیست...در صحنه کرو لال ها، وقتی هم لب خوانی و هم زبان اشاره رو قرار می دی؛ توجه تماشاگر رو به این و گاهی به اون تقسیم می کنی و این باعث می شه تماشاگر بدون درک درست لحظه؛ هم این و هم اون رو از دست بده... یا از زبان اشاره استفاده کن و یا حرکت لب...جملات پایانی اپیزود « این یک فاصله نیست »؛ دقیقاً چی میگه؟! و من دو جمله را می گویم و او ادامه می دهد: خب این خیلی جملات زیبا و تأثیر گذاریه...اما با ریتم درست ادا نمی شه....کندی بیان آزار دهنده می شه...اینکه راوی نویسنده رو در میان تماشاچی قرار دادی خیلی خوب بود...و باید بدونی که گاهی یک تصویر کوتاه برای القای یک حس یا معنا کافیه...به طور مثال صحنه آخر پروانه ها و گل کافی بود. نیاز با این نبود که او تا به روی پل گام برداره...و در پایان باز تأکید کرد که: کار خیلی خوبی بوده و من از دیدنش لذت بردم...
-
این چکیده ایی از سخنان دکتر فرهاد مهندس پور بود که از دریچه نگاه کارگردان روایت شد که امید است سخنان ایشان درست به کارگردان منتقل شده باشد...
-
این متن توسط فرهاد مهندس پور خوانده و تأیید شده است..
-
نمایش « خیاط ناشی + 4 اپیزود دیگر» از 17 مهر تا 5 آبان به مدت 19 شب در آمفی تئاتر مجتمع امام خمینی(ره) اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و با حمایت اداره ارشاد اسلامی، انجمن نمایش ایران و شورای مشورتی بابلسر به روی صحنه رفت
-
در تابستان سال 89 کارگروه با حضور مهندس پور و منتخبی از هنرجویان استان در بابل شروع به کار کرد که 5 ماه این پروژه به طول انجامید.
-
لازم به ذکر است که از حمایت دوستانه شورای مشورتی بابلسر و مدیر مسئول هنری آقای ابوالحسنی که در نشست صمیمانه دکتر مهندس پور یاری رساندند کمال تشکر را بنمایم.