از آنجا که هملت خود شخصیت پیچیده و جذابی است ؛ این مطلب ذهن را به خود مشغول می دارد که زنی که مورد توجه و علاقه چنین شخصیتی قرار می گیرد.؛ چگونه زنی است؟!.. و اینجاست که شکسپیر در پرداخت به او  کمی خست به خرج می دهد و بعضی از سئوالات ذهن ما را بی پاسخ می گذارد... ...آیا دیگران توانسته اند این ابهامات را برطرف کنند؟... با این نظر موافقم که  کوزینتسف کارگردان روسی فیلم « هملت» توانست به خوبی به کمک پرداختی درست، تا حدی ابهامات و سئوالات را در مورد او پاسخ گوید...اما ابهامات هنوز در مورد افلیا فراوان است ...

در کتاب « تئاتر و اضطراب بشر» تألیف پیرامه توشار چنین آمده است:

«هملت خود مجموعه ایی است از اشتباهات و تردید ها و حتی جنایات است. چه کسی غیر از او

مسئول مرگ افلیا و پولونیوس است؟ ...»*  

 

« در هملت همه چیز از درگیریهای فرد و ظاهری، ناگهان به بازی  بی امان پشت دکورها کشانده می شود، مثل افلیا که قربانی جاسوسیهای میان پدر و پادشاه شده است»**

« شکسپیر قبل از ملاقات با شبح، سومین صحنه را نیز به نمایشنامه می افزاید: صحنه ی افلیا....هملت عاشق است، پدر و برادر افلیا به دختر القا می کنند که این عشق حقیقی نیست ولی هملت در « وینبرگ» هوسبازی نیاموخته و آزادی و آزادگی را فرا گرفته است: و این است تضمین افلیا. هملت در مورد عشقش به تمام مقدسات سوگند یاد کرده است و این کاملاً باور کردنی است. این سوگند برای کسی غیر قابل قبول است که زندگی و مناسبات دربار را شناخته و در آن جاری شده باشد»***

مسعود فرزاد در تجزیه و تحلیلی که از هملت در ایان کتاب هملت دارد در مورد افلیا می نویسد:

« ای کاش یکبار، ما برخورد  و ملاقاتی مابین افلیا و هملت می خواندیم؛ پیش از این که وقایع اصلی نمایشنامه شروع شود...در حقیقت اولین باری که هملت و افلیا تنها همدیگر را می بینند در پرده ی سوم بعد از « بودن یا نبودن » است و این هنگامی است که افلیا به دستور پدرش به نحوی مصنوعی در مقابل هملت رفتار می کند»

« این پست ادامه دارد»


*« تئاتر و اضطراب بشر» ؛ تالیف: « پیرامه توشار»؛ ترجمه: دکتر افضل وثوقی- پاراگراف سوم ص 59

**«تاریخ تئاتر سیاسی»؛ نوشته: « زیگفرید ملشینگر» ؛ ترجمه « سعید فرهودی» ص 169

*** همان کتاب؛ ص 179

****مرگ افلیا اثر Millais